لیزا ماری پریسلی: یک بچه مشهور دهه 70 که احساس می کرد مثل یک دوست است

به گزارش سرویس اخبار فناوری پایگاه خبری عصر فناوری ،

من هرگز لیزا ماری پریسلی را ندیدم. من هرگز یک آهنگ از او نشنیده‌ام، و از آمدن و رفتن‌های سلبریتی‌هایش اطلاعی نداشتم. با این حال، من در مورد آن ناراحت هستم مرگ زنی 54 ساله که هرگز نمی شناختم. ما با هم بچه بودیم حداقل این احساس را دارد.

شاید این یک چیز بچه های نسل X یا دهه 1970 باشد. وقتی من کوچک بودم، او یکی از معدود بچه هایی بود که در انظار عمومی بود که یک بازیگر کودک نبود. افراد مشهور بزرگسال آمدند و رفتند، اما اینجا لیزا ماری بود، دختر دیگری هم سن و سال من، با چهره و نام عمومی. او هم مثل من در فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی نقشی نداشت. درعوض، گهگاه عکسی از او در لباس کریسمس یا چیزی شبیه به عروسک دیده می‌شود که در حال ژست گرفتن با بابای معروفش بود که آنقدر او را دوست داشت و نام هواپیمایش را به نام او گذاشت.

crop-lisa-marie-plane

هواپیمای الویس به خاطر دخترش لیزا ماری نامگذاری شد.

Gael Fashingbauer Cooper/CNET

بابا و دختر

همبستگی خواهر — من هم بابای دردناک داشتم. دهه 1970 بود. بیشتر هر بچه ای یک پدر سوخته داشت. پدران داغدار ما خواننده های معروف دنیا نبودند که فقط با نام کوچکشان قابل شناسایی باشند و هواپیماهایی که به نام ما نامگذاری کنند نداشتند. اما آنها قطعاً برای عکس های خانوادگی بی دست و پا ژست گرفتند که به طرز ناراحت کننده ای عرق کرده و با برگردان های غول پیکر بر روی کت های خود، درست مانند الویس به نظر می رسیدند.

حتی نامش او را به عنوان یکی از ما نشان می داد. سالی که من به دنیا آمدم، «لیزا» محبوب‌ترین نام دخترانه در آمریکا بود و «ماری» مطمئناً یکی از محبوب‌ترین نام‌های میانی به نظر می‌رسید. من تا به امروز نزدیک به دوازده دوست به نام “لیزا” دارم. خانه های سالمندان Gen X اگر بخواهند روزی می توانند یک بال کامل لیزا داشته باشند و فقط برای لیزاهای مسن پذیرایی کنند. شاید چند کیم و امی.

دهه 1970 دوران ناخوشایند این کشور بود و دوران کودکی به نوعی زشت بود. وقایع — جنگ ویتنام، واترگیت — تلخ بود. مناظری که اطرافمان را احاطه کرده بودیم خیلی بهتر نبودند: فرش نارنجی شگ، لوازم آووکادو، ته زنگی.

آیا می دانید فرزندان شما کجا هستند؟ جواب منفی!

به بچه های دهه هفتادی آنطور که الان هستند توجه نمی شد. میم ها درست هستند: پدر و مادرت شما را در یک صبح تابستانی از خانه بیرون کردند و انتظار نداشتند که تا شام دوباره شما را ببینند.

اگر مامان در این بین به شما نیاز داشت، موفق باشید. ممکن است در حال بازی کیک بال یا سیگار کشیدن در باشگاه کسی باشید، یا در امتداد ریل راه‌آهن پرسه می‌زنید و سوراخ‌هایی را از پوسته‌های سخت خود بیرون می‌آورید، یا تا زانو در برکه‌ای که ماهی مرده‌ای را به صدا در می‌آورید، یا خطر کزاز بازی گرفتن پرچم را در انبار زباله دارید. ممکن است در حال انفجار باشید، ممکن است مورد آزار و اذیت قرار بگیرید، ممکن است از جمجمه خود خسته شده باشید. پدر و مادرت هیچ وقت نمی دانستند و قرار نبود بپرسند.

البته هیچ رسانه اجتماعی، هیچ «اینفلوئنسر» وجود نداشت. تعداد کمی از بچه های هم سن و سال من معروف بودند. لیزا ماری یکی از آنها بود.

لیزا-ماری-آشپزخانه

آشپزخانه به سبک دهه 1970 گریسلند برای همیشه در زمان یخ زده است و بسیار شبیه آشپزخانه ای است که من با آن بزرگ شدم، هزار مایل و میلیون ها دلار دورتر.

Gael Fashingbauer Cooper/CNET

از دست دادن پدرش

لیزا ماری تا زمانی که پدرش الویس در سال 1977 درگذشت، به نوعی از کانون توجه خارج شده بود. البته، این خبر بزرگ و تکان دهنده ای بود. سرفصل های غول پیکر و گزارش های خبری همه جا بود. الویس با شایستگی به عنوان یک خواننده افسانه ای سوگواری شد.

اما چیزی در من به یاد آن دختر کوچک در عکس ها افتاد و می دانستم که در حالی که جهان ممکن است یک سرگرم کننده را از دست داده باشد، یک بچه همسن و سال من بود که پدرش را از دست داد.

او 9 ساله بود. من 9 ساله بودم. پدرم الویس نبود، و او هواپیمایی نداشت که به نام من نامگذاری کند. ما پول الویس، سفر هوایی درجه یک یا خانه های شیک نداشتیم.

اما من و لیزا ماری هر دو 9 ساله بودیم و من به 10 و 11 و 16 و 25 و 40 سالگی رسیدم و پدرم هنوز آنجا بود و نصیحت می‌کرد و جوک‌های بد پدر را می‌گفت و در مراسم مدرسه‌ام حاضر می‌شد. در نمایشنامه برای من کف می‌زند، به من رانندگی می‌آموزد، مرا در راهرو راه می‌برد، برای دختر بچه‌ام غر می‌زند. لیزا ماری متوجه نشد. صدها میلیون دلار نمی‌توانست آن را بخرد.

آن ست تاب گریسلند

لیزا ماری وقتی بزرگتر شدم سرفصل ها را بافته و بیرون می آورد. زندگی او غیر واقعی تر و پیچیده تر از آن عکس های ساده پدر و دختر دهه 1970 به نظر می رسید. او زمانی مادر شد که من هنوز دانشگاه را تمام می کردم و سعی می کردم مسیری را پیدا کنم. او با مایکل جکسون و بعداً با نیکلاس کیج ازدواج کرد. او از دوران دختری اش فاصله زیادی گرفته بود. واضح است که ما به جز سال تولد، اشتراکات بسیار کمی داشتیم.

اما وقتی در سال 2017 از گریسلند دیدن کردم، دوباره با لیزا ماری احساس خویشاوندی کردم. گریسلند خانه بزرگی است، اما عمارت به سبک کارداشیان نیست. فوراً احساس آشنا شد — خانه ای احمقانه و تا حدودی ناهنجار تزئین شده در دهه 1970، با فرش چرتی و تلویزیون های لوله ای حجیم و اتاق بازی با سقف پارچه ای و شکافی در بوم میز بیلی که در آن یکی از دوستان خانوادگی سعی کرد حقه بازی کند و به هم ریخت. بالا

تاب فلزی قرمز، سفید و آبی به سبک دهه 1970 که به عقب کشیده شده بود، بسیار شبیه به یک میلیون ست سوئینگ بود که من روی آن بازی کرده بودم. ما در دویستمین سالگرد با هم زندگی کردیم، لیزا ماری و من، و همه چیز قرمز، سفید و آبی بود.

crop-lisa-marie-swingset

آیا این ست تاب گریسلند متعلق به لیزا ماری بود؟ سبک و طرح رنگ دویست ساله برای هر بچه دهه 1970 به راحتی قابل تشخیص است.

Gael Fashingbauer Cooper/CNET

لیزا ماری زندگی پیچیده ای داشت. تجملاتی که او می دانست و چالش هایی که تجربه کرد، خوب و بد، چیزهایی هستند که من هرگز نمی فهمم. اما شهرت اولیه و معصومانه او چنان بزرگ و درخشان شد که هرگز او را فراموش نکردم. در پایان، او یک مادر و دختر، یک خواننده و ترانه سرا، یک تاجر بود — او خیلی چیزها بود.

اما قلب ژنرال ایکس من به عنوان بچه کوچکی که با پدری که خیلی زود او را از دست داد، سوگواری خواهد کرد.

این محتوا از سایت های خبری خارجی بطور اتوماتیک دانلود شده است و عصر فناوری فقط نمایش دهنده است. اگر این خبر با قوانین و مقررات جمهوری اسلامی مناقات دارد لطفا به ما گزارش کنید.

منبع

درباره ی asrf_admin

مطلب پیشنهادی

نسخه های بازسازی شده Advance Wars بالاخره تاریخ انتشار پیدا کردند

به گزارش سرویس اخبار فناوری پایگاه خبری عصر فناوری ، از زمانی که نینتندو این …